تولد یک نوزاد دام، چه بره باشد و چه گوساله، یکی از حساس ترین مراحل در مدیریت گله است. در این میان، هیچ عاملی به اندازه تغذیه اولیه نمیتواند تضمین کننده بقا و سلامت آینده این حیوان باشد. در مطالعاتی که در گذشته انجام شده بود، به شیری که در یکی دو روز اول پس از زایمان میش یا گاو تولید میشد، آغوز میگفتند. اما امروزه علم دامپروری و مطالعات جدید این نظریه را به طور کامل رد کرده است؛ در تعاریف علمی جدید، منحصراً «اولین شیر تولیدی بلافاصله پس از تولد» به عنوان آغوز یا کلستروم شناخته میشود. مجموعه تخصصی کهن ترید با تکیه بر دانش روز دامپروری، در این مقاله جامع به بررسی عمیق و همه چیز درباره آغوز دامی پرداخته است تا دامداران عزیز با درک دقیق این معجزه طبیعت، تلفات گله خود را به حداقل برسانند.
همه چیز درباره آغوز دامی: چرا آغوز اولین غذا و منبع انرژی حیاتی است؟
تاکید بر اینکه حتماً و باید به بره یا گوساله تازه متولد شده آغوز داده شود، ریشه در نیازهای فوری و حیاتی نوزاد دارد. آغوز در بدن بره یا گوساله چهار وظیفه بسیار مهم را بر عهده دارد که اولینِ آنها تامین حرارت است.
همانطور که مستحضر هستید، بره یا گوساله از محیط امن و گرم رحم مادر با دمای حدود سی و هشت تا سی و نه درجه سلسیوس، ناگهان وارد محیط آزاد و سردی میشود که دمای آن معمولاً بین ده تا پانزده یا نهایتاً بیست درجه سلسیوس است. این افت و اختلاف دمای شدید باعث می شود که نوزاد نیاز مبرمی به تولید سریع گرما در داخل بدن خود داشته باشد تا بتواند انرژی لازم برای محافظت از اندام های حیاتی اش را تامین کند.
آغوز در اینجا به عنوان یک «ابر غذا» وارد عمل میشود. این مایع طلایی سرشار از پروتئین، چربی با قابلیت هضم بالا و ریزمغذی های ضروری است که سوخت و انرژی لازم برای تولید گرما را در همان لحظات نخستین در اختیار نوزاد قرار می دهد و او را از خطر سرمازدگی و مرگ نجات می بخشد.
نقش آغوز در انتقال ایمنی از مادر به نوزاد
پس از آنکه بره تازه متولد شده، آغوز مصرف کرد و توانست با تولید گرما زنده بماند، وارد مرحله حیاتی دوم یعنی نیاز به سیستم ایمنی قدرتمند در برابر بیماری های محیطی میشود. بره و گوساله در هنگام تولد تقریباً فاقد هرگونه آنتی بادی در خون خود هستند.
این ایمنی حیاتی و غیرفعال، تنها از طریق آغوز به بره منتقل می شود. اما این انتقال چگونه صورت می گیرد؟
آغوز حاوی مقادیر بسیار بالایی از ایمونوگلوبولین ها و آنتی بادی ها است که دقیقاً مانند یک حافظه سیستماتیک عمل می کنند. این حافظه زیستی، اطلاعات مربوط به تمامی بیماری های عفونی و ویروسی موجود در آن منطقه و گله ای که مادر در آن زندگی می کرده را در خود ذخیره دارد. هنگامی که بره این مایع غنی را می نوشد، این حافظه دفاعی به طور مستقیم وارد جریان خون او شده و ایمنی و مقاومت مادر به فرزند منتقل می شود.
آغوز؛ پاک کننده طبیعی و راه انداز دستگاه گوارش نوزاد
سومین نقش اساسی آغوز پس از تامین انرژی و انتقال ایمنی، فعال سازی دستگاه گوارش است. در روده نوزادِ تازه متولد شده، مادهای بسیار چسبناک، متراکم و تیره رنگ (متمایل به زرد یا سبز تیره) به نام مکونیوم وجود دارد. باقی ماندن این مدفوع اولیه در روده ها می تواند منجر به انسداد، عفونت های شدید و مرگ نوزاد شود.
موقعی که بره آغوز مصرف می کند، این ماده به دلیل ترکیبات خاص خود، در نقش یک ملین بسیار قوی و طبیعی ظاهر می شود. آغوز کل مسیر دستگاه گوارش را شستشو داده و پاکسازی می کند، مکونیوم چسبناک را به راحتی از روده ها خارج کرده و مانع از بروز عفونت های گوارشی می شود. در واقع آغوز پرزهای روده را برای جذب مواد مغذی در روزهای آینده زندگی بره آماده و راه اندازی می کند.
تأثیر مکیدن آغوز بر تحریک سیستم تنفسی نوزادان دامی
چهارمین و شاید یکی از ناشناخته ترین دلایل اهمیت مصرف آغوز، تاثیر مکانیکی آن بر سیستم تنفسی نوزاد است. هنگامی که بره یا گوساله در تلاش برای مکیدن آغوز از پستان مادر است، یک فعالیت فیزیکی شدید در ناحیه حلق و دهان شکل می گیرد. در حین این مکیدن، مقداری هوا و اکسیژن همراه با رفلکس بلع وارد مجاری تنفسی حیوان می شود.
اگر گرفتگی خفیفی وجود داشته باشد یا مخاطی از دوران جنینی در مجاری تنفسی و ریه های حیوان باقی مانده باشد، این فرآیند مکیدن و ورود هوا موجب باز شدن مجاری، دفع مخاط و شروع به کار قدرتمندِ سیستم تنفسی می شود. این عمل به ظاهر ساده، تنفس حیوان را تثبیت کرده و تضمین می کند که اکسیژن کافی به مغز و بافت ها برسد.
سه هفته پایانی آبستنی؛ زمان طلایی شکل گیری آغوز در دام
یک اشتباه رایج در میان دامداران این است که تصور می کنند تولید آغوز یک اتفاق یک شبه و همزمان با زایمان است. در صورتی که روند ساخت و تجمع آغوز در پستان حیوان، حدود سه تا چهار هفته پایانی آبستنی آغاز می شود. این بدان معناست که اگر تغذیه حیوان در ماه آخر آبستنی مورد غفلت قرار گیرد، نباید انتظار داشته باشیم که گاو یا میش ما در روز زایمان، آغوز باکیفیت و فراوانی برای نوزادش تولید کند.
اما چه مکانیزمی باعث آزادسازی آغوز در بافت پستان می شود؟
در اینجا نقش هورمون پروژسترون بسیار پررنگ است. پروژسترون هورمون حفظ آبستنی است و در طول ماه های بارداری سطح آن در خون دام بسیار بالاست. زمانی که دام به روزهای انتهایی و لحظه زایش نزدیک می شود، سطح این هورمون به شدت کاهش پیدا می کند. این افت ناگهانی پروژسترون، سیگنالی به مغز و غدد ترشحی ارسال می کند که باعث می شود آغوز به داخل مجاری پستان سرازیر و آماده دوشش شود.
تاثیر وضعیت بدنی (BCS) میش بر میزان تولید آغوز
یکی از مهمترین فاکتورهایی که مجموعه کهن ترید همواره در مدیریت گله بر آن تاکید دارد، وضعیت نمره بدنی یا اصطلاحاً وضعیت چاقی و لاغری دام است.
اگر نمره بدنی دام ما در اواخر آبستنی کمتر از عدد سه باشد، به این معنی است که حیوان ما لاغر و فاقد ذخایر انرژی است. در این شرایط، حیوان برای تولید آغوز مجبور میشود از ذخایر اندک بدن خود استفاده کند. از آنجایی که میش لاغر توان و ذخایر چندانی ندارد، فرآیند تولید آغوز با شکست مواجه شده و حیوان با کمبود شدید آغوز برای سیر کردن نوزادش روبرو میشود.
از سوی دیگر، اگر میش ما بیش از حد چاق باشد و نمره بدنی آن بین سه و نیم تا پنج باشد، باز هم با بحران مواجه خواهیم شد. در نمره بدنی بالا، چربی فراوانی به صورت احشایی در دور اندام ها، داخل کبد و از همه مهم تر درون بافت پستان ذخیره میشود.
تجمع چربی در بافت پستان، فضای غدد شیری را اشغال کرده و پستان دیگر توانایی فیزیکی برای تولید و ذخیره آغوز را نخواهد داشت. افزون بر این، چرب شدن کبد باعث می شود این عضو حیاتی نتواند هورمون پروژسترون را به درستی متابولیزه کند و در نتیجه رهاسازی آغوز با اختلال جدی مواجه می شود.
تأثیر عوامل ژنتیکی و تغذیه ای بر کیفیت و کمیت آغوز

به طور کلی، هر نوع تولیدی در حیوانات پرورشی تحت تاثیر دو عامل اصلی است: ژنتیک و محیط (که مهم ترین بخش محیط، تغذیه است). تولید و کیفیت آغوز نیز از این قاعده مستثنا نیست.
اگر در گله خود مشاهده کردید که تنها حدود دو تا سه درصد از دامها با کمبود تولید آغوز مواجه هستند، به احتمال بسیار قوی این نقص ریشه در پارامترهای ژنتیکی دارد. این مشکل فردی را میتوان در بلندمدت از طریق برنامه های بهگزینی، حذف دام های ضعیف و بهنژادی مرتفع کرد.
اما اگر این معضل گسترده تر است و حدود ده درصد یا بیشتر از گله شما آغوز بی کیفیت یا کمی تولید می کنند، دیگر نمی توان ژنتیک را مقصر دانست. این یک زنگ خطر بزرگ برای ضعف در مدیریت تغذیه است. در چنین شرایطی باید فوراً جیره ای که دام های آبستن مصرف می کنند بازبینی شده و یک جیره کاملاً متوازن، بالانس شده و غنی از پروتئین و انرژی در اختیار گله قرار گیرد.
چقدر آغوز به نوزاد دام بدهیم؟ راهنمای تغذیه در ساعات اولیه
میزان مصرف آغوز دارای یک فرمول و قانون طلایی در دامپروری است: «نوزاد باید معادل بیست درصد از وزن بدن خود را در بیست و چهار ساعت اول پس از تولد، به شکل آغوز دریافت کند».
برای مثال، اگر یک بره در هنگام تولد پنج کیلوگرم وزن داشته باشد، این بره در روز نخست زندگی خود به حدود یک تا یک و دو دهم لیتر آغوز باکیفیت نیاز دارد. دامدار باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا حجم مصرفی نوزاد به این عدد نزدیک باشد. همچنین، هرچه این حجم از آغوز در ساعات اولیه تر به دام خورانده شود، تاثیرات شگفت انگیز آن در بقای حیوان بیشتر خواهد بود.
چرا زمان بندی در خوراندن آغوز تا این حد حیاتی است؟
مهمترین دلیلی که کارشناسان تاکید دارند آغوز باید در همان ساعات اولیه تولد به خورد حیوان داده شود، مسئله جذب آنتی بادی ها است. بالاترین غلظت آنتی بادی ها تنها در اولین دوشش پس از زایمان وجود دارد. از طرفی، دیواره روده نوزاد تنها در ساعات ابتدایی پس از تولد، نفوذپذیری لازم برای عبور درشت مولکول های آنتی بادی به داخل خون را دارد.
با گذشت زمان، هم غلظت مواد ایمنی بخش در پستان مادر کم میشود و هم روده های نوزاد بسته شده و توانایی جذب این مواد را از دست میدهند. بر اساس داده های علمی، غلظت آنتی بادی ها در اولین دوشش در بالاترین حد خود است.
اما پس از گذشت تنها ده ساعت از دوشش اول، بیش از شصت درصد از آن آنتی بادی های حیاتی از بین می روند و ناپدید میشوند. اگر این زمان به هجده ساعت برسد، غلظت آنتی بادی ها سقوطی آزاد را تجربه کرده و به حدود شش درصدِ مقدار اولیه کاهش پیدا میکند.
به همین دلیل است که همه چیز درباره آغوز دامی، زمان در مدیریت آغوز، مرز بین مرگ و زندگی نوزاد دام را تعیین میکند.
دیدگاهتان را بنویسید
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید.